اولياء الله آملى
181
تاريخ رويان ( فارسى )
يك ساعت ايرانيان را نفسى خوش برنيامد و دمى بىالمى برنكشيدند و هنوز نايرهء [ آن ] فتنه در التهاب و اشتعال و كوكب ملك در هبوط و و بال مانده است . قلّ اصطبارى و انّى لا أرى فرجا * يا رب هيى لنا من امرنا رشدا غرض آنكه بعد از وفات او ، اطراف ممالك ايران بههم برآمد و هركس از گوشهاى دستى برآوردند و سرى بركشيدند و پاى از اندازهء گليم خود بيرون بردند و اطراف ممالك را به قدر استعداد خود بهدست فروگرفتند « 1 » . و از آن جمله در خراسان ، امير مسعود سربدار در شهر سبزوار فرا - جست و در قتل برادر خود پهلوان عبد الرزاق كه مبدأ اين كار و افتتاح خروج و سردارى او كرده بود ، اقدام نمود و با تنى چند معدود ، عهد و ميثاق كرده ، اولا شهر سبزوار [ را ] بهدست فروگرفت و قلعه و حصار ساخت و متمكن بنشست . و در آن وقت پادشاه طغاتيمور به سلطنت و پادشاهى آن طرف موسوم شده بود و خطبه و سكه در خراسان به نام او مىكردند و جمعى از قوم چتز « 2 » كه [ 91 ] از اشرار طايفهء اتراك بودهاند با او موافق بوده ، پادشاه بديشان مستظهر بود و در خراسان بدسيرتى آغاز نهادند و ظلم و تعدى از حد بيرون بردند و از وزراى قديم و اكابر خراسان ، علاء الدين محمد ، در آن ملك تمكينى تمام داشت و از سياست پادشاه و محاسبان « 3 » ديوان ايمن و آسوده و به هرچه دست مىرسيد تقصير نمىكرد . عرصهء خراسان بر رعايا تنگ شد و سويتى [ كذا ] آغاز نهادند و عرض و اموال و حرم مساكين على الخصوص طايفهء تازيك در
--> ( 1 ) - در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 71 مطالب و عبارات بالا را با تغييراتى مىبينيم . ( 2 ) - جته ، جشه . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين متن و حاشيه ص 72 . ( 3 ) - در اصل : محاسبات .